الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

20

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

خود را از طرف مطالبه نمود ، طرف انكار نموده منكر وديعه گرديد ، نزاع به نزد اياس بردند . مدّعى به اياس گفت : من مالى را نزد اين شخص به امانت گذاشته‌ام ، اياس پرسيد ؛ در آن موقع چه كسى حاضر بود ؟ گفت : در فلان محل مال را به او تحويل دادم و كسى حاضر نبود ، اياس پرسيد چه چيز آنجا بود ؟ گفت : درختى ، اياس به او گفت : حال به نزد درخت برو و قدرى به آن بنگر ، شايد واقع قضيه معلوم گردد ، شايد مالت را در زير آن درخت خاك كرده و فراموش نموده‌اى و با ديدن درخت يادت بيايد ، مرد رفت ، اياس به منكر گفت : بنشين تا طرف تو برگردد . اياس به كار قضاوت خود مشغول شده پس از زمانى به آن مرد رو كرده ، گفت : به نظر تو آن مرد به درخت رسيده ؟ گفت : نه ، در اين موقع اياس گفت : اى دشمن خدا ! تو خيانتكارى ، و مرد اعتراف نموده گفت : مرا ببخش ! خدا تو را ببخشد ، اياس دستور داد او را بازداشت كنند تا اين كه آن شخص برگشت ، اياس به او گفت : خصم تو اعتراف نمود مالت را از او بگير . . . « 1 »

--> ( 1 ) - اذكياء الباب الثانى عشر ، ص 66 .